اهورا جاناهورا جان، تا این لحظه: 4 سال و 11 ماه و 13 روز سن داره

اهوراي بي همتاي ما

خبر آمد خبری در راه است

خیلی دلم میخواست اولین نفری که بعد از من و بابا پیدا شدن نقطه ی روشن زندگیمون رو میفهمه خواهری باشه اما خب نشد و قبلش دو سه نفری از دوستای خیلی خیلی نزدیکم در جریان قرار گرفتن. اما دوستای گلم مث همیشه منبع خیر شدن چون هم یه دکتر خوب یافتم و هم بهم یه ایده ی ناب دادن که به بهترین شکل خبر اومدن تو رو به خواهری بدیم. دوست روانشناسم در تأیید حرف من که دلم می خواست رسماً خواهری رو مطلع کنیم نه اینکه اتفاقی از دیگران بشنوه، بهم اطمینان داد که همین حالاها بهش بگیم بهتره و روشش رو هم توضیح داد. چقدر خوب که مقدمات کار هم خیلی اتفاقی فراهم شده بود. پنجشنبه شب کادوی ارسالی از طرف تو که خواهر یا برادر نازنینِ خواهری باشی با یه کارت خوشگل پیوست بالای...
30 فروردين 1393

خرم آن روز

بالاخره خانوم دکتر خوشروی ما برگزیده شد. سه شنبه اولین عکست رو دیدم. همون نقطه ی روشنی که برعکس افتاده! به امید روزی که عکسای دسته جمعی بگیریم با هم عزیزم. خونوادگی، به معنای واقعی!
28 فروردين 1393

این منم و تو

خواهری هنوز هیچی نمیدونه ولی دیروز در کمال ناباوری این نقاشی رو ازش دیدیم. غنچه ی گل رو اولین باره که میکشه و پروانه های اون شکلی رو. اون حجم زیبام تویی توی وجودِ احتمالاً من! حس ششم خواهری حرف نداره! ...
21 فروردين 1393
1