اهورا جاناهورا جان، تا این لحظه: 4 سال و 10 ماه و 18 روز سن داره

اهوراي بي همتاي ما

تولد دایناسور سبز من

آذرماه، ماه پر مشغله ای توی تقویم زندگانی منه. ماه تولد نیروانای عزیز و تو نازنینم. همزمان با اینکه فکر میکنم تولد نیروانا رو کجا و چه جوری بگیرم به تولد تو و چطور برگزار کردنش هم خیلی فکر میکنم‌. امسال خوشحال بودم که مهدکودک میری و میتونم جشنت رو بین دوستانت برگزار کنم ولی لزوم دسته جمعی تولد گرفتن برای متولدین هر ماه در پایان اون ماه باعث میشد که ذهنم درگیر باشه چند تا از دوستات آذر ماهی هستن، کیا میخوان توی مهد بگیرن، چطوری با هم هماهنگ کنیم؟ .... جشن تولد متولدین مهرماه رو که مهد رفتم از خاله مهدیه ی عزیز خواستم اگه امکانش هست شماره تماس مامانای متولدین آذر ماه رو با اجازه ی خودشون بهم بده که بتونم از خیلی قبل تر باهاشون هماهنگ...
4 دی 1396

تلخ و شیرین های آبان

آبانی که گذشت آباد شدیم. خیلی پرمخاطره بود و چالشهایی بدنبال داشت که من بارها و بارها در فرزندپروری خودم شک کردم و خودم رو سرزنش. جدای از استرسی که گرفتی و واکنش نگران‌کننده ت به اون که با همدلی و همکاری خاله ی مهربون مهدتون تقریباً تحت کنترل دراومد و فقط همین اشاره بهش کافیه و میگذرم، لثه ت آبسه کرد و اگرچه برای تو خیلی دردناک بود و مام شب و روزای سختی رو گذروندیم ولی اتفاق خوبی بود که به یمن اون تونستم دوست قدیمی دوران دبیرستانم رو که حالا خانوم دندونپزشک مهربون و پرطرفداری شده و من هیچ ازش خبر نداشتم، بعد از ۲۳ سال ببینم. اولین تجربه ی دندونپزشکیت به لطف و درایت دوستم و فضای دلچسب مطبش، شیرین شد و با کمک و مشارکت نیروانای عزیزم که مر...
1 آذر 1396

امروز، کودکی

کودک بازیگوش پر احساسم، ای غوره نشده مویزم، مرد کوچولوی مامان، روزت مبارک. الهی همه ی عمر به همین نگاه ساده و بی آلایش و پر از عشق کودکی ت دنیا رو ببینی و با همین دستای مهربونت زمین رو جایی بهتر برای زندگی کنی. آغوش مادر زمین هماره برای جست و خیزهای کودکانه ی تو گشاده باد. توی کانال مهدکودکت خواستن یه عکس خونوادگی ببری و در موردش توضیح بدی برای دوستات. منم آخرین عکس دسته جمعی مون رو که توی آتلیه گرفته بودیم با یه سری ماجراها دادم برای چاپ و امروز صبح بردیش. دیشب با خودت یه تیکه هایی از شعری رو زمزمه میکردی که میشنیدم مربوط به امروزه. همیشه این روز رو توی مهدتون باشکوه برگزار کرده ن. امیدوارم شاد شاد باشی همیشه. ...
16 مهر 1396

مهرآیین اهورایی یا اهورای مهرآیینی!

سپاس فراوان خدای بزرگم رو که یاری کرد تا تو فرزند نازنینم رو هم به آغوش سراسر مهر مهرآیین بسپرم. مهدکودکی که بخاطر رسیدن به اون، در زمان خردسالی نیروانا ماجراها از سر گذروندیم. عزیزکم، حالا رویای یک ساله ی تو محقق شد و با شروع تابستان، ترم یک ماهه ی آشنایی با مهدکودک رو شروع کردی؛ در حالیکه من و بابا هم خودمون رو با شرایط جدید زندگی بدون کمک و همراهی پرستار وفق میدیم؛ نیروانای نازنین باز به جمع خانواده برگشته و مزدای کوچولو همچنان بی وقفه زمین و زمان رو برای یافتن چیزای تازه زیر چار دست و پا میذاره. اولین روز مهدکودکت رو پنج نفری سپری کردیم. نیروانا با مورد مهر و محبت  قرار گرفتن مربیان و کادر دفتری و تعریف و تمجیداشون سرشار...
4 تير 1396
1